گلابی ها رسیده اند
سکانس آخر ابروی تیز بازیگر
و نقطه ای که نظر را کشید پشت در
دری که وا شد و پروانه ها زمین خوردند
زباغ مانده فقط لاشه ی گلی پرپر
چه ساده ای که شما را ندیده بشناسم
که در مخیله ات انداختی مرا در سر
تو فکر می کنی این اشک ضرب در دریا
جواب می دهد از چشمهای غوطه ور؟
نیامدی که به پایت پرنده ای بکشیم
نرفتی اشک بریزم برات پشت سر
ز کوچه های حکومت نظامی آمده ای
به خانه های پر از پنجره هواکش در
سکانس پالیدن سکانس پولیدن
سکانس مرگ طبیعی به جای زخم تبر
و زوم داده به پروانه کارگردان را
زبان بلبل شیدا ز چاک پشت سر...
سکانس بوسه سکانس عمیق چاه نفت
که من دوباره بیایم دوباره باید رفت
که عشق تو منو کشته وبی تو هرگز که
پرسپولیس و هوادار رنگ قرمز که...
چرا خیال ندارد دوباره بر خیزد؟
پرنده بال ندارد دوباره بر خیزد
که مرد از جنم انقلابی افتاده
درخت بار نداده گلابی افتاده
گلابی افتاده
روی آسفالت له شد
قصلان

