لبهای خسته جمله بسازید با
کریم نذر کریم اهل بیت امام حسن مجتبی(ع)عطر تو باد را چه گرفتار می کند بندی به ماه بسته و بیکار می کند
عطری که از حریم حرم آمد و گرفت خورشید را تکانده و بیدار می کند
حالا به یمن توست جهان سبز و روشن است جنگل به گوشه چشم تو اقرار می کند
لو کان العقل رجلا هیبتی شگفت
دریا به سر شکستنش اصرار می کند
حالا جهان گرسنه آن سفره شماست
اینجا مگر دو دست کرم کار می کند
پیغمبر از لبان مبارک به عرش گفت
این نیمه را به بوسه ات افطار می کند

